
بررسی مساله آزادی و دموکراسی غربی
فرق بین دموکراسی غربی و آزادی مشروع
1ـ آزادی بی قید و شرط و تأثیر آن بر امنیت جامعه 2ـ اخلال در امنیت جامعه و حکم اسلام درباره آن 3ـ فرق بین دمکراسی غربی و آزادی مشروع 4ـ اتفاقات چهارشنبه سوری و بعضی از مسابقات ورزشی مصداق اخلال در امنیت جامعه 5ـ وظایف حکومت در تربیت فرهنگی جامعه 6ـ استفاده از نام ائمه در مسابقات ورزشی
بررسی مساله آزادی و دموکراسی غربی
توضیحات:
1ـ آزادی بی قید و شرط و تأثیر آن بر امنیت جامعه 2ـ اخلال در امنیت جامعه و حکم اسلام درباره آن 3ـ فرق بین دمکراسی غربی و آزادی مشروع 4ـ اتفاقات چهارشنبه سوری و بعضی از مسابقات ورزشی مصداق اخلال در امنیت جامعه 5ـ وظایف حکومت در تربیت فرهنگی جامعه 6ـ استفاده از نام ائمه در مسابقات ورزشی
بررسی مساله آزادی و دموکراسی غربی
12ولی شما که در یک فضای توحیدی قرار گرفتهاید و به مکتب و مبانی بزرگان مطلع شدهاید، حالا میفهمید آن امیرالمؤمنین علیه السّلام که میگفت: «اگر از این مصیبت بمیرید، رواست»، واقعاً راست میگفته است! چرا؟ چون برای امیرالمؤمنین علیه السّلام زن یهودی در سرحدات حکومت اسلام، با آنی که بغلش است، تفاوتی ندارد؛ [مسئله] این است. نه تنها این، امیرالمؤمنین علیه السّلام حتّی از آن خلخالی که از حکومت معاویه میگیرند، همین را میگوید. منتها میگوید: «دیگر دستم به آنجا نمیرسد» استرالیا هم باشد، همین را میگوید. چرا؟ عموم دارد. فرهنگ امیرالمؤمنین علیه السّلام فرهنگ شامل و عام است؛ مرز ندارد. مرحوم آقا [علامه طهرانی] چه فرمودند؟! [فرمودند]: «ما مرز نداریم؛ مرزی وجود ندارد؛ مرز مرز اعتقاد است، نه مرز جغرافیایی.» مرز مرز اعتقادی است.
الآن واقعاً شما که در چنین فضایی قرار داری،د در یک روزنامه بشنوید که آمدند و رفتند به یک زن در یکی از این کشورهای خارجی ([مانند] کشورهای اروپایی، آمریکایی، استرالیایی، افریقایی و سایر جاها) آمدند به یک مظلوم ظلم کردند، آیا برای شما همان احساسی پیدا نمیشود؟! [مثل این] که بگویند یک نفر در همین ایران، در همین شهر، در همین قم [چنین مورد ظلم قرار گرفته]، چنین احساسی پیدا نمیکنید؟! اگر شد، بدانید نزدیک هستید؛ اگر نشد، باید بروید در افکار و حالات و روحیاتتان تجدیدنظر کنید! اگر همان حالت پیدا شد، قرار دارد میگیرد!
اگر بین ایران و غیرایران مسابقه داده شد و مسئله فرقی نکرد. خب آن یک کشور مسلمان است این هم مسلمان است. مگر ما نمیگوییم همهجا اسلام باشد؟! و ما هم باید آنچه را احساس میکنیم، به همهجا فرهنگ را اشاعه بدهیم؟! خب اشاعه فرهنگ این است؟! حالا به مسیحی و آنهایش کاری نداریم. فرض کنید [کشور] اسلامی [مثل] پاکستان، کشورهای عربی [مثل] عراق، لبنان، سوریه، عربستان [و] کشورهای دیگر. درست؟!
وقتی آنها وضعیت و کیفیت تبلیغ ما را ببینند، تحت تأثیر قرار نمیگیرند؟! میگویند: «عجب چه شده؟! چرا تعبیرها اینطوری شده؟» [یا اینکه بگوییم]: «زدیم و شکستیم و دروازه را له و خرد کردیم و حمله کردیم و جلو زدیم و هیچ کسی هم [نتوانست ما را متوقف کند]، بردیم و فلان.» وقتی میبازیم: «بازی را واگذار کردیم! خب بگو باختیم آقا جان! واگذار کردیم!» این چه را نشان میدهد؟ آنها میفهمند قضیّه چیست؟ مطالب را تشخیص میدهند. خیلی خب حالاکه اینطور است، آنوقت مشکل نداریم. حالا که قضیّه این است ما مثل هم هستیم؛ تو به یک اسمی هستی و ما هم به یک اسمی هستیم. تو یکطور ما هم یک طور. ما مشکل نداریم. مشکل آنجا پیدا میشود که تو بخواهی به راه دیگر بروی، راه اولیاء و راه فلان میخواهی بروی؛ آن وقت ما راهمان یک طور دیگر است، ما وضع دیگر داریم، ولی الآن نه، ما مسئلهای نداریم، ما با هم رفیق هستیم.
