اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی مساله آزادی و دموکراسی غربی

فرق بین دموکراسی غربی و آزادی مشروع

14٬146

1ـ آزادی بی قید و شرط و تأثیر آن بر امنیت جامعه 2ـ اخلال در امنیت جامعه و حکم اسلام درباره آن 3ـ فرق بین دمکراسی غربی و آزادی مشروع 4ـ اتفاقات چهارشنبه سوری و بعضی از مسابقات ورزشی مصداق اخلال در امنیت جامعه 5ـ وظایف حکومت در تربیت فرهنگی جامعه 6ـ استفاده از نام ائمه در مسابقات ورزشی

بررسی مساله آزادی و دموکراسی غربی

توضیحات:

1ـ آزادی بی قید و شرط و تأثیر آن بر امنیت جامعه 2ـ اخلال در امنیت جامعه و حکم اسلام درباره آن 3ـ فرق بین دمکراسی غربی و آزادی مشروع 4ـ اتفاقات چهارشنبه سوری و بعضی از مسابقات ورزشی مصداق اخلال در امنیت جامعه 5ـ وظایف حکومت در تربیت فرهنگی جامعه 6ـ استفاده از نام ائمه در مسابقات ورزشی

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی مساله آزادی و دموکراسی غربی

9
  • چند تا سلمان فارسی و ابوذر در این مملکت پیدا می‌شود؟! چند تا عمّار و حذیفه در این مملکت پیدا می‌شود؟! چند  نفر پیدا می‌شوند که تا یک کرور گنج پیدا بکنند، چشمشان را ببندند؟! نه آقا، دو ریال پیدا می‌کنند، دین و خدا و پیغمبر یادشان می‌رود. تمام شد. نه قیامتی، نه پیغمبری! بزن و شیشه را خرد کن و آتش بزن و چه‌کار می‌خواهی، بکن! و عقده چه را می‌خواهی خالی بکنی؟! باخته که باخته، برده که برده. من نمی‌دانم سابق هم همین‌طور بود (زمان شاه) یا نه؟! این چیست؟ مردم چرا این‌طوری شده‌اند؟! اصلاً عین وحشی‌ها! نمی‌دانم [این] چه فرهنگی است؟! این چه ادبی است؟!

  • اصلاً ما به اسلام کار نداریم؛ آقا، تو یک وجدان داری، یک ادب داری، این ماشین بدبخت کنار پارک است، به تو چه‌کار دارد؟! نه به آن قرمز تو کاری دارد، نه به آن بنفش تو کاری دارد، همین‌طوری آتش می‌زنی! حیوان! بعد هم می‌گوییم: «احکام پیغمبر برای هزار و چهار صد سال پیش است! الآن مردم روشنفکر شده‌اند! دیگر احکام برای الآن نیست!» اینها، مال این حیوان‌هاست؟!

  • نمونه‌ای از انحطات جوامع بشری

  • در خارج یک باغ وحشی بوده. یک وقتی من نگاه می‌کردم واقعاً گریه‌ام گرفت. [گفتم] که این انسان چیست؟! یعنی در کجاها حرکت می‌کند. واقعاً انسان کیست؟!

  • یک بیچاره‌ای از ماشینش پیاده شده؛ در این باغ‌وحش‌های که حیوانات آزادانه حرکت می‌کنند. آنجا باید با ماشین رفت (کسی پیاده نمی‌رود). مثلاً شیر برای خودش [آنجا] می‌گردد. یکی از این [افراد] پیاده شده بود؛ نمی‌دانم چه‌کار بکند، بیچاره خبر هم که نداشته [که اینجا ممکن است حیوانات وحشی باشد]. یک‌دفعه یک حیوان درنده‌ای (پلنگی یا کفتاری) به او حمله می‌کند. ماشینی آنجا بوده، مدام این [شخص که مورد حمله حیوان قرار گرفته و زنش] داد می‌زنند [و از مردم کمک می‌خواهند]، آن وقت شخصی بلند می‌شود دوربین در می‌آورد از این [جریان] عکس [و فیلم] می‌گیرد و خوب تماشا می‌کند که چطوری این [حیوان] می‌زند دندان‌هایش را پاره می‌کند [و] فلان می‌کند. خوب یک عکس قشنگی! هرچه این زنش و اینها داد و بیداد می‌کنند که این دارد می‌میرد! بلند شوید بیاید و [کمک] بکنید! آنها [توجه] نمی‌کنند! و این می‌زند این مرد بیچاره را می‌کشد و تکّه‌تکّه می‌کند! بعد که می‌آیند، می‌گویند: «چرا تو کمک نکردی؟!» می‌گوید: «اگر کمک می‌کردم، آن وقت دیگر نمی‌توانستم ‌چنین فیلمی را تهیه کنم و با قیمت خوب به جاهایی که سوژه‌های جالبی را می‌خرند، بفروشم.»

/ 260