
بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
21این روایت را فقهاء در کتاب فقه ذکر میکنند و به این روایت استدلال میکنند که: عرق جنب از حرام دلیلی بر نجاستش نداریم. چون بعضی از فقها قائلند به اینکه عرق جنب از حرام نجس است، مثل یکی از نجاسات.
بعضی قائلاند که انسان در لباسی که عرق جنب از حرام باشد نمیتواند نماز بخواند، ولی عرق جنب از حرام نجس نیست، مثل مو و پوست و ناخن و گوشت حیوان حرامگوشت که اگر او را ذبح شرعی کرده باشند نجس نیست، ولی با او نمیشود نماز خواند؛ چون در ما لاَ یؤکَلُ لَحمُهُ نماز درست نیست، ولی نجس نیست.
از این روایت هم فقها استفاده میکنند که آنچه بهدست میآید، حضرت فرمودند: «که در لباسی که از عرق جنب از حرام است نمیشود نماز خواند!» ولیکن حضرت که نگفتند: نجس است. پس این روایت هم تأکید آن روایات دیگر را میکند که میگوید عرق جنب از حرام نجس نیست ولیکن با آن نماز نمیشود خواند.
شفای متوکّل توسّط حضرت هادی علیه السّلام
متوکّل مریض شده بود؛ در روایت وارد است که در بدن او خُرج یا خُراجی پیدا شده بود؛ خُراج، آن زخمهایی را میگویند و آن دملهایی را میگویند که خیلی متورّم میشود و مادّۀ داخلش جمع میشود و بهاندازهای شدید میشود که میخواهد صاحبش را بکشد. فتح بن خاقان گفت: «اگر بفرستی نزد این مرد، شاید دوائی داشته باشد که بتواند تو را علاج کند؛ و ما از این مرد، نظیر این چیزها دیدهایم!» مادر متوکّل هم نذر کرد که اگر فرزندش شفا پیدا کند، برای حضرت چیزی بفرستد.
متوکّل گفت: «اشکال ندارد بفرستید!» فرستادند خدمت حضرت که متوکّل چنین مرضی پیدا کرده و شما دوائی دارید؟ حضرت فرمودندکه: «پِشک گوسفند را بردارند با گلاب مخلوط کنند و بر روی زخم بگذارند و ببندند.»
آمدند به متوکّل گفتند؛ بعضی از حضّار خواستند یکخرده مسخره بکنند که مثلاً چه خواسته بگوید! فتح بن خاقان گفت که: «تجربه است، ضرری ندارد این کار را بکنیم!» دستور داد آوردند و با گلاب مخلوط کردند و روی زخم بستند و بعد از مدّتی سر باز کرد و جراحات آمد و شفا پیدا کرد!
