اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم بیان دقیق حقایق

و امانتداری در نقل تاریخ

15٬103

در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به لزوم بیان دقیق تاریخ اسلام و سیره ائمه علیهم السلام اشاره می‌فرماید. ایشان در ابتدا به نکاتی پیرامون ارزش و اهمیت دست نوشته‌های حضرت علامه طهرانی رضوان الله علیه پرداخته و سپس بیان می‌دارد بیان دقیق حقایق و عدم کتمان تاریخ، باعث رشد افراد شده و به آنها کمک می‌کند تا در انتخاب راه صحیح و اتخاذ مبانی درست توفیق یابند. مرحوم استاد به این نکته اشاره می‌نمایند که تبیین بخش‌های تاریک تاریخ اسلام در گذشته، می‌تواند راهنمای نسل جوان برای انتخاب درست و هدف‌گذاری صحیح در مسیر رشد و کمالشان باشد. ایشان در خلال این مبحث، به بیان نمونه‌هایی از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر می‌پردازند.

لزوم بیان دقیق حقایق

توضیحات:

در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به لزوم بیان دقیق تاریخ اسلام و سیره ائمه علیهم السلام اشاره می‌فرماید. ایشان در ابتدا به نکاتی پیرامون ارزش و اهمیت دست نوشته‌های حضرت علامه طهرانی رضوان الله علیه پرداخته و سپس بیان می‌دارد بیان دقیق حقایق و عدم کتمان تاریخ، باعث رشد افراد شده و به آنها کمک می‌کند تا در انتخاب راه صحیح و اتخاذ مبانی درست توفیق یابند. مرحوم استاد به این نکته اشاره می‌نمایند که تبیین بخش‌های تاریک تاریخ اسلام در گذشته، می‌تواند راهنمای نسل جوان برای انتخاب درست و هدف‌گذاری صحیح در مسیر رشد و کمالشان باشد. ایشان در خلال این مبحث، به بیان نمونه‌هایی از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر می‌پردازند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم بیان دقیق حقایق

11
  • آیا ابوحنیفه از مفاخر اسلام است؟

  • خدا مرحوم مطهری را رحمت کند. آدم‌ها که معصوم نیستند! من در این نوشته‌ای که از مرحوم آقای خمینی نقل شده راجع به آقای مطهری که: «بدون استثناء نوشته‌های ایشان ...»1 خب در این کلام جای حرف است. الآن نوشته‌های ایشان (مرحوم مطهری) جای تأمل دارد. آدم نباید این‌طور صحبت کند که: «بی‌استثناء نوشته‌های...» [این عبارت] یعنی یک کلمه هم خطا ندارد، یک جمله هم خطا ندارد! این‌طور نیست. ایشان در کتابش ابوحنیفه را از مفاخر اسلام ذکر می‌کند! در همین کتاب دو جلدی اسلام و مقتضیات زمان2. خب بروید نگاه کنید! ابوحنیفه‌ای که دشمن شماره یک امام صادق است، و این ابوحنیفه تاریخ ننگینی دارد.3

  • یک قضیه آن را برایتان گفتم. تازه یکی [از داستانهایش] بود. آمده راجع به دزدی صحبت می‌کند، ابوحنیفه می‌گوید: «باید دستش را قطع کنید» بعد می‌روند دستش را قطع کنند، یک کسی آنجا نشسته بود گفت: «آخر حکم این کار که این نیست که تو گفتی! اینکه این کار را کرده [است و حکمش چیز دیگری است]»! می‌گوید: «عجب! راست می‌گویی، متوجه نبودم.» [می‌گوید:] خب بفرست [دنبالشان، تا دیر نشده] الآن قطع می‌کنند!» گفت: «ولش کن حالا که گذشته است» عجب! دست یک بی‌گناهی را قطع می‌کنند، می‌گوید: «ول کن حالا حرفی را زدیم، دیگر!» و قطع می‌کنند.

  • خب واقعاً این [کارها و نظرات او] چه می‌شود؟! یعنی ما اصلاً بی‌توجه به اینها بایستی که [درباره او حرف بزنیم]؟! حالا [او را از مفاخر اسلام بدانیم، چون در زندان منصور مرده است؟! خب کمونیست‌ها هم در زندان فلان و این حرف‌ها می‌میرند. مگر هر کسی در زندانِ [ظالمی بمیرد آدم خوبی است؟!] [ابوحنیفه] با منصور دعوایش بوده، لج بوده، فقط بلد بوده اعلامیه بفرستد و مردم را پای جنگ با منصور بفرستد و خودش در برود. بلاخره منصور هم او را می‌گیرد. خودش که بلند نمی‌شود در جبهه خط اول بایستد، خودش فرار می‌کند و قایم می‌شود و وقتی قایم می‌شود او را می‌گیرند. خیلی خب حالا خلیفه او را گرفته و در زندان فوت می‌کند، این که آدم خوبی نشد! پس خوارج هم خیلی خوب بودند چون با عمرو عاص و معاویه هم در افتادند!

    1.  صحیفه امام، ج 16، ص 242.
    2.  اسلام و مقتضيات زمان، ص 104؛ مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج 21، ص 81.
    3. رجوع شودبه اسرار ملکوت، ج 3، ص 143.
/ 260