اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم بیان دقیق حقایق

و امانتداری در نقل تاریخ

15٬103

در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به لزوم بیان دقیق تاریخ اسلام و سیره ائمه علیهم السلام اشاره می‌فرماید. ایشان در ابتدا به نکاتی پیرامون ارزش و اهمیت دست نوشته‌های حضرت علامه طهرانی رضوان الله علیه پرداخته و سپس بیان می‌دارد بیان دقیق حقایق و عدم کتمان تاریخ، باعث رشد افراد شده و به آنها کمک می‌کند تا در انتخاب راه صحیح و اتخاذ مبانی درست توفیق یابند. مرحوم استاد به این نکته اشاره می‌نمایند که تبیین بخش‌های تاریک تاریخ اسلام در گذشته، می‌تواند راهنمای نسل جوان برای انتخاب درست و هدف‌گذاری صحیح در مسیر رشد و کمالشان باشد. ایشان در خلال این مبحث، به بیان نمونه‌هایی از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر می‌پردازند.

لزوم بیان دقیق حقایق

توضیحات:

در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به لزوم بیان دقیق تاریخ اسلام و سیره ائمه علیهم السلام اشاره می‌فرماید. ایشان در ابتدا به نکاتی پیرامون ارزش و اهمیت دست نوشته‌های حضرت علامه طهرانی رضوان الله علیه پرداخته و سپس بیان می‌دارد بیان دقیق حقایق و عدم کتمان تاریخ، باعث رشد افراد شده و به آنها کمک می‌کند تا در انتخاب راه صحیح و اتخاذ مبانی درست توفیق یابند. مرحوم استاد به این نکته اشاره می‌نمایند که تبیین بخش‌های تاریک تاریخ اسلام در گذشته، می‌تواند راهنمای نسل جوان برای انتخاب درست و هدف‌گذاری صحیح در مسیر رشد و کمالشان باشد. ایشان در خلال این مبحث، به بیان نمونه‌هایی از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر می‌پردازند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم بیان دقیق حقایق

12
  • اهمیت معرفت حقیقت ولایت

  • اصلاً به‌طور کلی مسئله ولایت خیلی مسئله عجیبی است! یعنی این مسئله‌ای است که وقتی که ما نگاه بکنیم می‌فهمیم که بزرگان وقتی راجع به بعضی‌ها می‌گفتند که اینها ولیّ را اصلاً را قبول ندارند، امام زمان را قبول ندارند، خیلی برای ما عجیب است! عجب! یعنی چه امام زمان را قبول ندارد؟ می‌شود یک کسی شیعه باشد و امام زمان را قبول نداشته باشد؟! [منظور بزرگان] همین است.

  • در جلسه دیروز بود [که گفتم:] آن آقایی که هفتاد سال از سنش گذشته، کتابها نوشته، بعد در می‌آید ـ به‌عنوان تأیید ـ می‌گوید که: «فلان شخص وقتی که به نجف می‌آید اول باید سر قبر آن ولیّ نعمتش برود! آنکه کمکش کرده، زندگی‌اش را به اینجا رسانده و حمایتش کرده است. بعد اگر فرصتی هم پیدا کرد قبر امیرالمومنین را هم برود زیارت کند!» یعنی فرد عادی این حرف را نمی‌زند! فردی این حرف را می‌زند که دارد تبلیغ مکتب تشیع می‌کند و خود را مبلّغ می‌داند! خب این چه تبلیغی است؟! این نشان می‌دهد میزان معرفت تو از امیرالمومنین چقدر است و بر آن حساب، تألیف تو چقدر ارزش دارد؟ مطالبی که می‌گویی چقدر ارزش دارد؟ اینها همه نشان می‌دهد دیگر.

  • آن آقایی که می‌آید می‌گوید: «پسر جدم یا جده‌ام نیستم اگر از حقش دفاع نکنم!» [آیا] شما اصلاً می‌دانید اینها چه حقی دارند، که حالا بیایید دفاع کنید؟! خبر دارید، که اینها چه حقی دارند؟! شما اصلاً به علم اینها و به ولایت اینها معرفت دارید؟!

  • میزان معرفت اینها نسبت به مسائل غیب و نسبت به اطلاع غیب برای امام زمان این است: روایت داریم که وقتی حضرت ظهور می‌کنند، حضرت در یک مکانی می‌نشیند، نور از آن حضرت به آسمان ساطع است و دیگر نیاز به شاهد و بینه و اینها در قضاوت ندارد.1 ایشان [در مورد این روایت] این‌طوری می‌گوید: «یک صندلی می‌آورند یک جایی می‌گذارند و آنجا یک نوری ـ حالا نور لیزر است نمی‌دانم نور چیست؟ ـ به آسمان می‌رود! این صندلی در آنجا وسط آن نور گذاشته می‌شود، این نور می‌آید می‌خورد و وقتی این نور به حضرت خورد، حضرت می‌تواند واقعیت را تشخیص بدهد!» خب بفرماید [آیا] الآن که حضرت روی چنین صندلی ننشسته، خبر ندارد؟! پس «إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ»2 چیست؟ امیرالمومنین هم که می‌نشست در آنجا و خُصماء می‌آمدند خدمت آن حضرت و حضرت از مافی‌الضمیر آنها می‌گفت، آن نور در مسجد کوفه کجا بود؟ توجه می‌کنید! 

    1.  الارشاد، ج 2، ص 386.
    2. . بحار الأنوار، ج 53 ص 174
/ 260