
لزوم بیان دقیق حقایق
و امانتداری در نقل تاریخ
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به لزوم بیان دقیق تاریخ اسلام و سیره ائمه علیهم السلام اشاره میفرماید. ایشان در ابتدا به نکاتی پیرامون ارزش و اهمیت دست نوشتههای حضرت علامه طهرانی رضوان الله علیه پرداخته و سپس بیان میدارد بیان دقیق حقایق و عدم کتمان تاریخ، باعث رشد افراد شده و به آنها کمک میکند تا در انتخاب راه صحیح و اتخاذ مبانی درست توفیق یابند. مرحوم استاد به این نکته اشاره مینمایند که تبیین بخشهای تاریک تاریخ اسلام در گذشته، میتواند راهنمای نسل جوان برای انتخاب درست و هدفگذاری صحیح در مسیر رشد و کمالشان باشد. ایشان در خلال این مبحث، به بیان نمونههایی از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر میپردازند.
لزوم بیان دقیق حقایق
توضیحات:
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به لزوم بیان دقیق تاریخ اسلام و سیره ائمه علیهم السلام اشاره میفرماید. ایشان در ابتدا به نکاتی پیرامون ارزش و اهمیت دست نوشتههای حضرت علامه طهرانی رضوان الله علیه پرداخته و سپس بیان میدارد بیان دقیق حقایق و عدم کتمان تاریخ، باعث رشد افراد شده و به آنها کمک میکند تا در انتخاب راه صحیح و اتخاذ مبانی درست توفیق یابند. مرحوم استاد به این نکته اشاره مینمایند که تبیین بخشهای تاریک تاریخ اسلام در گذشته، میتواند راهنمای نسل جوان برای انتخاب درست و هدفگذاری صحیح در مسیر رشد و کمالشان باشد. ایشان در خلال این مبحث، به بیان نمونههایی از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر میپردازند.
لزوم بیان دقیق حقایق
13یعنی اصلاً [هیچ معرفتی به جایگاه امام ندارد!] [یعنی چه که] یک نوری میآید؟! [انگار مثل حمامهای قدیم است] حمامهای قدیمی بود این بالای طاقش یک شیشه بود، وقتی آدم میرفت ـ من یادم است کوچک بودیم که میرفتیم ـ از آن بالا نور میخورد آن وسط حمام. یعنی اینها نسبت به امام فقط این مقدار معرفت دارند! معرفت این قدر است! آن وقت [میگوید:] «من فرزند فلانی نیستم اگر از حقشان دفاع نکنم!»
آن وقت همین افراد میآیند و اهل معرفت را مسخره و استهزاء میکنند و [میگویند:] «این مطالب در روایات نیست، اینها چیزهای مندرآوردی است!» من بودهام میشنیدم دیگر. آخر تو که یک صفحه منظومه هم نخواندهای، چه میگویی؟! [میگویند:] «اینها مطالب مندرآوردی است و آن وقت ما میخواهیم از حق جدمان و جدهمان دفاع کنیم!» نتیجهاش همین میشود که انسان به این بیراههها میافتد.
بیان حقائق، عامل تنبّه تدریجی افراد
اینها مطالبی است که بایستی گفته بشود و روشن بشود؛ تا اینکه افراد بدانند و بفهمند که چه مسیری را انتخاب بکنند. همۀ افراد یکمرتبه متنبه نمیشوند. تنبّه در افراد بسته به شرایط فکری آنها و محیط آنها و میزان تسلّب کورکورانه آنها در مطالب خلاف تفاوت پیدا میکند. افرادی که در مسائل خلاف تسلّب دارند، بالأخره آنها هم انسانند؛ شاید برای آنها هم یک روزنهای پیش بیاید و به خلاف خودشان پی ببرند. نباید انسان بگوید حالا چون ـ فرض کنید که ـ افراد خیلی محکم هستند و در یک قضیّه پا بهکار هستند پس تا آخر همینطور هستند، نه! همینهایی که محکم هستند، کمکم تلنگر بخورند برمیگردند و متوجه اشتباه میشوند. بعضیها که اصلاً نمیشود بدون وضو اسمی از اشخاص پیششان برد، کمکم کمکم، با مواجه شدن خودشان با مسائل و قضایا و خیلی مطالب دیگر برایشان تنبّه پیدا میشود. آن وقت وظیفۀ عالم این است که آن هدف را مورد نظر قرار بدهد، آن نیت را، نه اینکه بهواسطۀ حطام دنیوی، آن اشخاص را در جهل و در آن وضعیت نگه دارد.
