اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

در بارۀ کتاب افق وحی

و شیوۀ صحیح نقد

14٬963

مرحوم آیةالله حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در این جلسه به بیان دلایل خود برای تألیف کتاب «افق وحی» در نقد آراء دکتر عبدالکریم سروش می‌پردازند. ایشان ضمن اشاره به برخی از محورهای اصلی اشکالات دکتر سروش، بر لزوم تبعیت از حق و رعایت انصاف در نقد تأکید می‌کنند. در ادامه، حضرت استاد به برخی مطالب مورد اختلاف مانند حضور زنان در جامعه یا تفریق صلوات یومیه می‌پردازند. از نظر ایشان پذیرش حق در هر شرایط و عدم توجیه مسائل، از سیره شاگردان امام صادق علیه السلام می‌باشد. در بخشی دیگر از بیانات، نکاتی پیرامون دلایل به وجود آمدن انحرافات بعد از علامه طهرانی و لزوم حق‌مداری و دوری از احساسات و تحجر اشاره شده و استاد حسینی طهرانی ملاک اولیه در مسیر سلوک را شایسته سالاری معرفی می‌کنند.

در بارۀ کتاب افق وحی

توضیحات:

مرحوم آیةالله حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در این جلسه به بیان دلایل خود برای تألیف کتاب «افق وحی» در نقد آراء دکتر عبدالکریم سروش می‌پردازند. ایشان ضمن اشاره به برخی از محورهای اصلی اشکالات دکتر سروش، بر لزوم تبعیت از حق و رعایت انصاف در نقد تأکید می‌کنند. در ادامه، حضرت استاد به برخی مطالب مورد اختلاف مانند حضور زنان در جامعه یا تفریق صلوات یومیه می‌پردازند. از نظر ایشان پذیرش حق در هر شرایط و عدم توجیه مسائل، از سیره شاگردان امام صادق علیه السلام می‌باشد. در بخشی دیگر از بیانات، نکاتی پیرامون دلایل به وجود آمدن انحرافات بعد از علامه طهرانی و لزوم حق‌مداری و دوری از احساسات و تحجر اشاره شده و استاد حسینی طهرانی ملاک اولیه در مسیر سلوک را شایسته سالاری معرفی می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

در بارۀ کتاب افق وحی

17
  • حکایت انس بن مالک 

  • همان انس بن مالک! امیرالمؤمنین می‌گوید: آن روز، آن قضیّه بین من و تو اتفاق نیفتاد؟ [گفت] یا علی پیر شده‌ام حافظه من را [فراموشی]گرفته است.‌ ای احمق بی‌شعور، پیر شدی؟! قضایای ده سال پیش و صد سال پیش یادت است آن‌وقت به اینجا که می‌رسد پیر شدی؟! آن‌وقت حضرت هم در آنجا می‌گوید: اگر پیر شدی با تو کاری نداریم ولی اگر قرار است دروغ بگویی یک پیسی در اینجای تو (صورت) درآید که دیگر نتوانی با هیچ پارچه و عمامه‌ای آن را بپوشانی. چشم‌هایت را هم خدا از تو بگیرد. فی المجلس [پیشانی‌اش] سفید شد [به قدری که] که مدام عمامه‌اش را پایین می‌کشید تا به چشمش می‌رسید تا کسی او را نبیند، کور هم شد. با دم شیر نمی‌شود بازی کرد! آن‌وقت الآن هم همه به همین کیفیت، به همین وضع [شده‌اند.]

/ 260