اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان

نقش صفای قلب در فهم حقیقت و هدایت

14٬204

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان موضوع اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با توضیح دیدگاه حکمای اشراق و مسئلۀ مُثُل افلاطونی، تفاوت میان فهم صرفاً ذهنیِ مفاهیم عقلی با ادراک قلبی و شهودی حقیقت را تبیین می‌کنند و تأکید دارند که بدون اتصال قلب به مبدأ، علوم عقلی و دینی از حدّ تصورات ذهنی فراتر نمی‌رود. در ادامه، با ذکر نمونه‌هایی از اهل علم، مدعیان هدایت و افرادی که با وجود دانش فراوان دچار انحراف شده‌اند، خطر تبدیل شدن علم به ابزار دنیاطلبی و تظاهر را توضیح می‌دهند. همچنین نقش وجدان، صداقت عملی و التزام واقعی به باورهای دینی را در تشخیص حقیقت از ظاهرسازی بیان می‌کنند و نشان می‌دهند که مردم فطرتاً اخلاص و صدق را از ادعا و نمایش تشخیص می‌دهند. حاصل بحث، توجه به تهذیب قلب و مراقبت از منشأ تصورات و انگیزه‌های درونی در مسیر علم و دینداری است.

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان

توضیحات:

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان موضوع اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با توضیح دیدگاه حکمای اشراق و مسئلۀ مُثُل افلاطونی، تفاوت میان فهم صرفاً ذهنیِ مفاهیم عقلی با ادراک قلبی و شهودی حقیقت را تبیین می‌کنند و تأکید دارند که بدون اتصال قلب به مبدأ، علوم عقلی و دینی از حدّ تصورات ذهنی فراتر نمی‌رود. در ادامه، با ذکر نمونه‌هایی از اهل علم، مدعیان هدایت و افرادی که با وجود دانش فراوان دچار انحراف شده‌اند، خطر تبدیل شدن علم به ابزار دنیاطلبی و تظاهر را توضیح می‌دهند. همچنین نقش وجدان، صداقت عملی و التزام واقعی به باورهای دینی را در تشخیص حقیقت از ظاهرسازی بیان می‌کنند و نشان می‌دهند که مردم فطرتاً اخلاص و صدق را از ادعا و نمایش تشخیص می‌دهند. حاصل بحث، توجه به تهذیب قلب و مراقبت از منشأ تصورات و انگیزه‌های درونی در مسیر علم و دینداری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان

12
  • بالاترین انحراف در مدعیان هدایت، راندنِ دل‌های مردم از مبدأ است

  • یک‌دفعه می‌بینند، عجب! این [شخص]، [همان شیخ علی هندی] است. این صورت که ریش گذاشته است در روز قیامت خدا یک کود می‌دهد این ریش‌ها می‌ریزد! کود اسیدی؛ اسید می‌مالد [روی ریش‌ها] که اصلاً پیازش را هم می‌سوزاند! بعضی‌ها هستند که اصلاً چیزی ندارند، چه به ایشان می‌گویند؟ کوسه؟!

  • که بیاید ریش بگذارد و به مردم بگوید ما ریش داریم!

  • خلاصه از این کوسه‌ها، خدا روز قیامت [به آنها] می‌گوید: «تو با ریشت مردم را از من می‌راندی! می‌راندی مردم را! نه‌اینکه به من دعوت کردی؛ [بلکه] می‌راندی! چطور می‌شود که این [چنین شخصی] دعوت ‌کند به سمت «او»؟! می‌راندن [فقط] با تقدیم لیوان آب جو و ویسکی نیست! می‌راندن فقط با وارد شدن در شهوات و اینها نیست! [بلکه] می‌راندن، می‌راندن دل است؛ دل را برگرداندن از آن توجه به مبدأ [است]؛ آن می‌راندن است. این یک ویسکی می‌خورد و بعد هم توبه می‌کند و خدا هم او را می‌بخشد؛ یک لیوان نجس که خیلی اهمّیتی ندارد! 

  • درسی از مکاشفۀ بایزید: تطهیرِ باطن، دشوارتر از پاکیِ ظواهر است

  • آن سگ، در عالم مکاشفه به بایزید چه گفت؟! آن سگ گفت: «از من اظهار تنفر می‌کنی؟ [به این]که باران آمده و من خیس شده‌ام و ممکن است عبای تو را نجس کنم؟!» آن سگ گفت: «این نجاست را من از خود آورده‌ام یا خدا به من داده؟ چیزی را که من از خود نیاوردم، چرا بر من عیب می‌گیری؟!» خوب حرف زده است ها، خیلی حرف قشنگی است؛ «من که از خود نیاوردم! خدا تو را طاهر قرار داد و من را نجس قرار داد؛ مگر من نجاست را از پیش خودم آوردم؟! من از مادر که متولّد شدم این حکم را داشتم؛ پس نه تو باید بر طهارت خودت فخر کنی و نه من باید بر نجاستی که او داده است بر خود عیب بگیرم؛ او بخواهد مرا تبدیل به یک بایزید می‌کند ـ این را من دارم می‌گویم ـ و اگر او بخواهد بایزید را به من تبدیل می‌کند! آن وقت من باید از تو دوری کنم. ثانیاً این نجاست را تو با یک مشت آب می‌توانی بزدایی ـ صحبت من این است ـ برو به فکر خودت باش که با یک دریا نمی‌توانی نجاست قلبت را از بین ببری!» با یک دریا از بین نمی‌رود؛ باید بیاییم [روی] این مسئله فکر کنیم!

/ 260