اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان

نقش صفای قلب در فهم حقیقت و هدایت

14٬204

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان موضوع اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با توضیح دیدگاه حکمای اشراق و مسئلۀ مُثُل افلاطونی، تفاوت میان فهم صرفاً ذهنیِ مفاهیم عقلی با ادراک قلبی و شهودی حقیقت را تبیین می‌کنند و تأکید دارند که بدون اتصال قلب به مبدأ، علوم عقلی و دینی از حدّ تصورات ذهنی فراتر نمی‌رود. در ادامه، با ذکر نمونه‌هایی از اهل علم، مدعیان هدایت و افرادی که با وجود دانش فراوان دچار انحراف شده‌اند، خطر تبدیل شدن علم به ابزار دنیاطلبی و تظاهر را توضیح می‌دهند. همچنین نقش وجدان، صداقت عملی و التزام واقعی به باورهای دینی را در تشخیص حقیقت از ظاهرسازی بیان می‌کنند و نشان می‌دهند که مردم فطرتاً اخلاص و صدق را از ادعا و نمایش تشخیص می‌دهند. حاصل بحث، توجه به تهذیب قلب و مراقبت از منشأ تصورات و انگیزه‌های درونی در مسیر علم و دینداری است.

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان

توضیحات:

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان موضوع اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با توضیح دیدگاه حکمای اشراق و مسئلۀ مُثُل افلاطونی، تفاوت میان فهم صرفاً ذهنیِ مفاهیم عقلی با ادراک قلبی و شهودی حقیقت را تبیین می‌کنند و تأکید دارند که بدون اتصال قلب به مبدأ، علوم عقلی و دینی از حدّ تصورات ذهنی فراتر نمی‌رود. در ادامه، با ذکر نمونه‌هایی از اهل علم، مدعیان هدایت و افرادی که با وجود دانش فراوان دچار انحراف شده‌اند، خطر تبدیل شدن علم به ابزار دنیاطلبی و تظاهر را توضیح می‌دهند. همچنین نقش وجدان، صداقت عملی و التزام واقعی به باورهای دینی را در تشخیص حقیقت از ظاهرسازی بیان می‌کنند و نشان می‌دهند که مردم فطرتاً اخلاص و صدق را از ادعا و نمایش تشخیص می‌دهند. حاصل بحث، توجه به تهذیب قلب و مراقبت از منشأ تصورات و انگیزه‌های درونی در مسیر علم و دینداری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان

20
  • وقتی یکی از مریض‌های مسجدیِ مرحوم آقا [علامه طهرانی] رفت در لندن، پروندۀ پزشکی او را که [در آنجا] دیدند، گفتند: «با وجود دکتر ناصر اتفاق چرا شما اینجا آمدید؟!» اینها پیر‌هایی بودند که برای آن زمان بودند و الآن همه فوت کردند. [به او] می‌گویند: «بهترین دکتر‌های دنیا ایرانی هستند، [لذا] شما با وجود اینها برای چه اینجا آمدی؟! [با اینکه] کارها [و اعمال پزشکی] در فوق استاندارد روز، دارد انجام می‌شود.»

  • [لذا] آمد این را گفت که: «شما [که] در اینجا آمده‌ای و داری دست نیاز را به [سوی] ما دراز می‌کنی! آن وقت چرا به ما می‌گویی: ”انگلیس فلان [است] و انگلیس چه است»؟!

  • آن وقت آقا، [پایش] یک تَرَک برداشته! عین عبارت [دکتر توسّلی] این است: «هیچی نشده، [فقط] مو برداشته؛ [اگر] گچ هم نمی‌گرفتند [خودش] خوب می‌شد! همین‌قدر در خانه پایت را دراز کن [تا خودش خوب شود]؛ [حتّی] ترک آن با اشعۀ ایکس و گاما و رادیولوژی هم به زور دیده می‌شود! حالا [به‌خاطر این مسئلۀ کوچک] بلند ‌شود به [خارج] برود!»

  • لذا [جملۀ ایشان که گفته بودند:] "من دیگر نمی‌توانم بدون ایشان اینجا باشم" به‌خاطر این است.

  • مردم صداقت را می‌فهمند، مردم حقیقت را می‌فهمند؛ آقا مردم جو نخورده‌اند، [مردم] اخلاص را می‌فهمند، صفا را می‌فهمند، کلک را می‌فهمند؛ هرچه هم بخواهیم مسائل را قایم کنیم [بالأخره] این‌طور نمی‌ماند و رو می‌شود و می‌دانند که چیست.

  • خلاصه مسئله بسیار است. ما نباید نگاه کنیم به این‌گونه افرادی‌که این‌چنین هستند؛ [بلکه] باید به [روش و سیرۀ] دیگران [از بزرگان] نگاه کنیم.

  • پاسخ به شبهۀ سفرِ خارجیِ علامه طباطبایی

  • [لازم است] این شبهه را [نیز] مطرح کنم که: چرا مرحوم علامۀ طباطبایی رضوان‌اللَه‌علیه ایشان برای [معالجۀ] قلبشان، [همراه] با آقای مطهری در یک سفری به انگلیس رفته بودند؟ یکی از دوستان، دیروز [از] من سؤال کرد [که] این قضیه چیست؟!

  • گفتم: «من در جریان این مسئله هستم.» مرحوم علامه [طباطبایی] خودشان نمی‌خواستند که بروند؛ البتّه این قضیه مربوط به قبل از انقلاب است و آقای مطهری می‌خواستند به آنجا بروند و با افرادی که در آنجا هستند ملاقات‌هایی داشته باشند؛ [چون] در آنجا هم افرادی بودند و انجمنی بود و اشخاصی بودند. در یکی از این ملاقات‌هایی که مرحوم مطهری با مرحوم آقا [علامه طهرانی] درهمان موقع داشتند این مسئله را مطرح می‌کنند که: «من در این سفری که می‌روم، می‌خواهم علامه [طباطبایی] را هم ببرم؛ برای اینکه آنها اگر صحبتی دارند، ایشان را هم ببینند و درعین‌حال از ایشان یک چکابی هم بشود که وضعیتشان این بوده است.» ولی مرحوم علامه [طباطبایی] خودشان نسبت به این قضیه متمایل نبودند؛ من این را در اینجا تصریح می‌کنم که ایشان متمایل نبودند. منتها خب مرحوم آقای مطهری هم قصد قربت داشته، اینکه [مسئله‌ای] نبوده و شاید مثلاً هم‌چنین مسئله‌ای به این کیفیت [که عرض شد] در نزد ایشان نبوده! [شاید در ذهنشان این بوده] که: خب حالا مثلاً اشکالی ندارد [و] به جایی برنمی‌خورد!

/ 613