اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟

ضرورت پایبندی بر سنّت و روش برگزاری صحیح مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام

15٬015
جلسات

برگزاری مجالس سیدالشهدا علیه‌السلام باید به همان شیوه‌ای باشد که ائمه و اولیاء الهی فرموده‌اند و این نوع عزاداری است که انسان را در کشتی نجات وارد می‌کند؛ شاید بتوان گفت مقصود اصلی آیت‌الله سید محمدمحسن طهرانی از این سخنرانی، همین جمله است. ایشان ابتدا دربارۀ تأثیر شرایط بر فراموشی سنّت سخن می‌گویند و برای آن دو مثال اصلی می‌زنند: 1. نشستن روی زمین؛ که در ذیلِ آن با نقد رسم‌های غلط مهمانی‌ها و محافل عروسی در پذیرایی، بحث به نقد برخی رسوم عروسی و ارتباط با نامحرم کشیده می‌شود و مطالب بسیار مهمی مطرح می‌گردد. 2. برگزاری مجالس اهل‌بیت بر اساس سنّت؛ ایشان معنای کشتی نجات و راه ورود در آن را مطرح می‌کنند و با نقد روش‌های مرسوم عزاداری‌های امروز، معنای صحیح «گریه» و «گریاندن»، روش درست برگزاری مجالس اهل‌بیت و وظیفۀ مهم صاحب‌خانه در آن را تبیین می‌نمایند.

چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟

توضیحات:

برگزاری مجالس سیدالشهدا علیه‌السلام باید به همان شیوه‌ای باشد که ائمه و اولیاء الهی فرموده‌اند و این نوع عزاداری است که انسان را در کشتی نجات وارد می‌کند؛ شاید بتوان گفت مقصود اصلی آیت‌الله سید محمدمحسن طهرانی از این سخنرانی، همین جمله است. ایشان ابتدا دربارۀ تأثیر شرایط بر فراموشی سنّت سخن می‌گویند و برای آن دو مثال اصلی می‌زنند: 1. نشستن روی زمین؛ که در ذیلِ آن با نقد رسم‌های غلط مهمانی‌ها و محافل عروسی در پذیرایی، بحث به نقد برخی رسوم عروسی و ارتباط با نامحرم کشیده می‌شود و مطالب بسیار مهمی مطرح می‌گردد. 2. برگزاری مجالس اهل‌بیت بر اساس سنّت؛ ایشان معنای کشتی نجات و راه ورود در آن را مطرح می‌کنند و با نقد روش‌های مرسوم عزاداری‌های امروز، معنای صحیح «گریه» و «گریاندن»، روش درست برگزاری مجالس اهل‌بیت و وظیفۀ مهم صاحب‌خانه در آن را تبیین می‌نمایند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟

15
  • یکی از این آقایان در مشهد گفته بود: «بله، این آقای طهرانی در کتاب روح مجرّد نوشته است که در روز عاشورا، استادشان شاد بودند و می‌خندیدند! و این انحراف از دین است و شرک است.» یعنی این آقا زحمت مطالعۀ این ورق این کتاب را به خودش نداده است، حالا ادّعای مرجعیّت دارد! ببینید ما کجا داریم می‌رویم! واقعاً ما به چه مصیبت‌هایی ما مبتلا شده‌ایم!

  • یکی از همین مشهدی‌ها بعد از همان مجلس، کتاب روح مجرّد را برده نشان داده، گفته آقا نگاه کنید، ایشان [در] این صفحه این [مطلب] را گفته‌اند، پشتش [هم در] این صفحه [این مطلب را گفته‌اند]. [در جواب گفته:] «عجب! عجب! عجب! به من اینها را نگفته‌اند!» خب حالا که گفته‌اند، حالا که دیدی، خب بیا بگو! تا الآن که روز شنبۀ چندم محرم است، یک کلمه ایشان نگفته است! آن وقت ما مجلس امام حسین می‌گذاریم، برای امام حسین هیئت راه می‌اندازیم، دعوت می‌کنیم: «[ای عاشوراییان و فلان!» از این بازی‌ها!

  • [پس] چه شد؟! امام حسین روز قیامت، حضرت علی‌اصغر را جلویت می‌آورد [و] می‌گوید: جواب این گلویی که تیر خورده است را باید بدهی آقا جان! این حرف‌ها نیست! جواب این بدن تکّه‌تکّه شده [را باید بدهی]! من هم جوان داشتم، تو هم داشتی، [اما] یک ناخن جوانِ من به هزار تا مثل تو و مرام تو شرف داشت! ناخن چیده‌شدۀ علی‌اکبر من شرف داشت! من برای اسلام این جوان را دادم [اما] تو از یک حرف و تهمتی که به یک بزرگ و ولیّ خدا زده‌ای، تا الآن برنگشته‌ای! تهمت زده‌ای، باید برگردی! خودت در رسالۀ عملیّه‌ات گفته‌ای! چرا برنمی‌گردی؟!

  • آن آقایی که کتاب تزکیة النّفس را می‌نویسد و بعد، مرحوم آقا را جزو عرفای کذّابین1معرّفی می‌کند، مگر ایشان مرجع تقلید نیست؟! روز قیامت پدر ما می‌آید جلویش را می‌گیرد [و] می‌گوید: «من کجا دروغ گفته‌ام؟! شما آقای مرجع تقلید، مگر در رساله‌تان ندارید که دروغ حرام است؟! مگر خودتان در رساله‌تان ننوشته‌اید که تهمت حرام است؟! من دروغ گفته‌ام؟! پسر من که بود، چطور [وقتی] ادّعای مناظره کرد نپذیرفتی؟! چطور وقتی که [پسرم] گفت جواب این مسائل را می‌دهم، مجلّه‌ات قبول نکرد؟!»

    1.  تزکیة النفس، ص 133.
/ 222