اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفسیر علی به حق و حق به علی علیه‌السلام

14٬010

اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -

تفسیر علی به حق و حق به علی علیه‌السلام

توضیحات:

اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفسیر علی به حق و حق به علی علیه‌السلام

13
  • دوم: اینکه ممکن است اصلاً منظور مرحوم علّامه این‌طور بوده که اصلاً این [شخصی] که الآن دارد این را می‌گوید، این از کجا آمده؟ این از علی آمده! پس در وهلۀ اول، او [علی] آمده و ذهن و نفس آن شخص را به این سمت سوق داده و نتیجۀ افکار و قضایایی که در ذهن آن شخص است، به اینجا منتهی شده است. کِه این کار را کرده است؟ علی این کار را کرده است! اگر علی نبود، این کار را نمی‌توانست بکند! اگر علی دست [عنایتش] را از او قطع می‌کرد و نظرش را از او بر می‌داشت، او [آن عالم] به یک‌‌چنین نکتۀ فلسفی نمی‌رسید! او به یک‌‌چنین نتیجۀ صحیح، دسترسی پیدا نمی‌کرد! پس اول باید بگوییم: «بالاصاله، حق با علی است»، بعد، آن‌وقت [می‌گوییم] خیلی خوب حالا هم که این [شخص] مورد عنایت و لطف امیرالمؤمنین، علی [علیه‌السلام] واقع شده و این مسئلۀ حق برای او جلوه کرده، [آن] به او نسبت بدهیم! این دیگر اینجا خیلی عیب و اشکال ندارد.

  • خب إن‌شاءالله تتمه‌اش باشد برای فردا.

  • باید از این کلماتِ بزرگان استفاده کرد و بهره برد. همین‌طوری آدم نخواند و جلو برود. باید برای خودش راهبردی‌ و کاربردی‌اش کند.

  • تلمیذ: برای وقوف در مشعر، حجاج را سوار ماشین می‌کنند و مستقیم می‌برند منی. شبانه هم می برند. نمی‌توانند سنگ جمع کنند؛ چون پیاده‌شان نمی‌کنند. غالبا این‌طوری است. اینها باید چه‌کار کنند؟

  • ـ مستقیم می‌برند منی؟

  • تلمیذ: مستقیم نه!

  • ـ خب همان‌جا که مشعر هستند از ماشین پایین بیایند.

  • تلمیذ: مشعر نمی‌برند. از مشعر با ماشین حرکت می‌کنند. پیاده نمی‌شوند.

  • ـ بله! یعنی فقط مرور به مشعر.

  • تلمیذ: بله

  • ـ خب بله در صورت به اصطلاح...

  • تلمیذ: همه را به‌صورت اضطراری... اگر شلوغ باشد می‌برند.

  • ـ نه‌خیر! باطل است! باید از خود منی جمع کنند. سنگ باید از حرم باشد، از خود منی، از همان‌جا سنگ جمع می‌شود. هست، سنگ زیاد است.

/ 260