اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفسیر علی به حق و حق به علی علیه‌السلام

14٬010

اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -

تفسیر علی به حق و حق به علی علیه‌السلام

توضیحات:

اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفسیر علی به حق و حق به علی علیه‌السلام

4
  • [مرحوم علامه طهرانی] می‌فرمودند: «چون این تسلیم هست، خدا یک تیزی‌ِ به او داده است؛ یک تیزیِ در گرفتن مسائل داده که مطالب را می‌گیرد.» و در مقابل، افرادی از شاگردان ایشان [علامه طهرانی] را که اهل علم بودند، احساس می‌کردیم درست در نقطۀ مقابل [آن شخص بودند]؛ هر نظریه‌ای که می‌دادند، یک‌سری چرت‌و‌پرتِ [بیش نبود]! آنها هم از شاگردان ایشان بودند؛ اهل علم و حتی قریب الإجتهاد! به‌طوری‌که اصلاً برای ما یک معیار [شده] بود؛ اگر یک‌وقت می‌خواستیم ببینیم در یک مسئله چطور باید [عمل] کرد، می‌رفتیم نظرشان را می‌پرسیدیم و بعد می‌دیدیم این باید خلافش باشد! یعنی این اصلاً برای ما یک معیار خیلی [روشنی] شده بود!

  • گفت: «ادب از کِه آموختی؟» گفت: «از بی‌ادبان!» و بعد ما اینها را بعد از فوت ایشان [مرحوم آقا] بالعیان مشاهده کردیم؛ مشاهده کردیم که چطور آنچه را که ما در آن زمان حدس می‌زدیم به‌واسطۀ آماده شدن زمینه و بستر مناسب، ظهور عینی و خارجی پیدا کرد. التفات می‌کنید؟ اینها مربوط به چیست؟ خب اینها واقعیت است دیگر! این همه بزرگان می‌گویند: «مراقبه!»، «مراقبه!»، «مواظب باش!» خب کشک که نمی‌گویند! اینها از خودشان که درنیاورده‌اند! تمام این مطالب، منطبق با احادیث، روایات، مسائل بزرگان و تجربۀ بزرگان است؛ چیز‌هایی که خودشان عملاً تجربه کرده‌اند؛ حالا اینها دارند [اینها را] در اختیار انسان قرار می‌دهند.

  • امکان ندارد شما وارد یک فضای خبر و جریان سیاست و اینها شوید، و بعد بلند شوید نماز مغرب و عشاء بخوانید که با حضور قلب باشد. بروید امتحان کنید! بلند شوید بروید امتحان کنید! امکان ندارد! این گوی و این میدان! بفرمایید! امکان ندارد! ولو اینکه شما بخواهید در...

  • چرا؟ چون فضا، فضای جزئیات است! [در حالیکه] حرکت ما در نماز به‌سوی کلیّت است. حرکت ما در نماز به‌سوی تجرّد است. حرکت ما در نماز به‌سوی رفع قیود و رفع حدود است. می‌خواهیم حدّ را کنار بزنیم. می‌خواهیم قید را کنار بزنیم. می‌خواهیم از مرتبۀ ماهویّتِ وجود خود، به مرتبۀ هو هویّت اطلاقی او برسیم. این ماهویّت، قید است؛ این ماهویّت، حدّ است. چطور در یک‌‌چنین زمینه‌ای ما به مسائلی می‌پردازیم که ما را در این ماهویّت و حدود و قیود، بیشتر ثابت و پایدار و مستقیم و با استقامت می‌کند. این چطور ممکن است؟! این اصلاً نمی‌سازد!

/