
تفسیر علی به حق و حق به علی علیهالسلام
اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -
تفسیر علی به حق و حق به علی علیهالسلام
توضیحات:
اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -
تفسیر علی به حق و حق به علی علیهالسلام
7از آن [نفحات] به اینها نخورده است. در زمان پیغمبر دنیای خودشان را به مراقبه نگذراندند. بههمین پرداختن به مسائل عادی و دو روز دنیا و فلان [گذراندند]. آخر بدبختِ بیچاره! آخر تو که دو سه سال دیگر بیشتر عمر نداری! اینکارهایت چیست؟! یعنی میارزد؟! هان؟! آدم برای دو سال ، برای سه سال، برای پنج سال، برای ده سال، برای پانزده سال زندگی، [حالا] هر چند [سال]، بالأخره فرق نمیکند، [میارزد از حق چشمپوشی کند]؟! شما الآن بیست سال پیش یادتان هست؟! انگار دیروز بود ها! همین الآن تصور کنید بیست سال پیش، شما کجا بودید؟! انگار همین دیروز داشتیم با هم صحبت میکردیم! ده سال پیش کجا بودیم؟! حالا فرض کنید یک هفته، یک سال؛ فرقی نمیکند و تفاوتی در این مسئله ندارد. به جای اینکه ما بیاییم و خودمان را تسلیم کنیم، تسلیم حق کنیم و دست از اثبات برداریم، مدام دنبال این [هستیم] که ما بر حق هستیم! کار ما درست است! کار ما صحیح است! به جای این برداریم حق را به دست [صاحب] حقّش بسپاریم. چرا آنقدر عجله میکنیم؟! چرا؟!
یکوقت در خدمت مرحوم علامۀ طباطبایی رضوان الله علیه بودیم؛ ما پنجشنبه ها و جمعهها منزلشان میرفتیم؛ یکعدهای میآمدند؛ ما هم نخود آش میرفتیم؛ یک پنجشنبه جلسهای بود؛ بین دو مطلب از بزرگان صحبتی شد و ایشان [هم] صحبت کردند و [بعد] یکی گفت که: «آقا، پس حق با ایشان است!» ایشان گفتند: «بله! حق با ایشان است و حق با علی است!» خیلی عجیب! این کلام، کلامِ خیلی عجیبی بود برای ما! «حق با ایشان است و حق با علی است!» در اینجا میتوانیم دو مسئله و لحاظ را در نظرِ بگیریم که شاید منظور ایشان یکی از این دوتا بوده است: یکی اینکه امیرالمؤمنین مظهر حق است؛ «الحق مع علیّ و علیّ مع الحق1؛ هرجا که حق است، در آنجا شما ردّ پای علی را می بینید. و هرجا که علی پا بگذارد، شما حق را در آنجا میبینید.» این یک معیار؛ این تمام شد. هرجا، در هر نقطه، در هر زمان، در هر قضیّه، در هر داستان، در هر واقعه، هرجا که علی پا گذاشته است، در آنجا شما حق را میبینید! گرچه نتوانید به حقّیّت حق برسید2، ولی حق در آنجا هست؛ باید به آن برسید. اینطور نیست که انسان در هرجایی متوجّه آن حقیقتِ حق شود و آن علّت و واقعیّت برایش روشن شود. اگر اینطور باشد، شخص مثل اینها [معصومین] شده است؛ دیگر ما اشتباه نداریم؛ دیگر آنقدر تبصره و تغییر قانون و تحوّل و فلان نداریم! اینها برای چیست؟! اینها بهخاطر این است که آن اتّصال برقرار نیست؛ وقتی که شخص در قضاوت اشتباه میکند، معلوم است اتّصال ندارد. ولی امیرالمؤمنین چیست؟ «ممسوس فی ذات الله!» وقتی که «ممسوس فی ذات الله» شد، چه میشود؟ ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾3.
- رجوع شود به امام شناسی ج 1 ص 222 که مصادر متعددی از کتب اهلسنت برای این حدیث ذکر شده است.
- رجوع شود به امام شناسی ج 15 ص 290
- سوره حج(22) آیه62
