
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
تفسیر آیۀ ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰات
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
توضیحات:
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
11کدورت یا نورانیت، معیار تشخیص حسنات و سیّئات
شما اگر کاری انجام بدهید که در کارتان، کدورت نباشد، ارتباطتان با خدا کم رنگ نشود، ارتباطتان قطع نشود، حالت قبض برایتان پیدا نشود، حالت گرفتگی برایتان پیدا نشود، آن عمل حرام نیست. اگر عملی انجام بدهید که آن ارتباط قطع بشود، حالت کدورت برایتان پیدا بشود؛ حالت انقطاع برایتان پیدا شود [آن عمل گناه است]1.
دو حکایت از تأثیرات گناه در عالَم حقیقت
چندی پیش بود یکی از دوستان ـ خیلی قضیّۀ عجیبی ـ میگفت. میگفت: چندی پیش بود که فلانی با من تماس گرفت و گفت: «ببینم! حالت چطور است؟ حالت خوب است؟» شب بعد از نماز مغرب و عشا بود.
گفتم: بله. گفت: کجایی؟ گفتم: من بیرون از خانه هستم. گفت: خانه نیستی؟ گفتم: نه. گفت: من الآن داشتم نماز میخواندم، یک دفعه احساس کردم که در منزل تو، اجانین دارند می روند و می آیند. و اینها به شکل میمون هستند و رنگ صورتشان زرد است و پشمها همین طور تیغ تیغی مثل میمون به رنگ زرد و دارند در منزل تو می روند و در فلان اطاق دارند میروند، اسم آن اطاق را هم مشخص کرد. گفت: خواستم بهت بگویم، ولی تو که بیرون هستی. گفت: تلفن کردم به زنم، گفتم: برو ببین در آن اطاق قضیّه چیست؟ رفت و نگاه کرد، دید پسرش دارد چت میکند! نشسته دارد چت میکند!
ببینید، چقدر مسائل عجیب است! چقدر دقیق است! این اصلاً از آن خبر ندارد. در نماز مغرب در حال توجّه نشسته است، حالا خدا میخواست اینطور برایش روشن کند دیگر. یک دفعه نگاه می کند میبیند که اجانین دارند میروند، توی فلان اطاق هم دارند میروند! [زنگ میزند به آن رفیق و خبر میهد. او] میگوید: «من بیرونم، بیرون از خانه هستم». به زنش یواش میگوید که: «برو ببین قضیّه چیست؟» بعد او هم می رود و از پشت سر نگاه میکند و او (پسرش) هم متوجه نمیشود. میبیند بله، صفا! گفت: خیلی خب!
- . رجوع شود به انوار ملکوت، ج 1 ص 160 به بعد و ج 15 تفسیر شریف المیزان ذیل آیه محل بحث سوره الفرقان و ترجمه رساله الولایه تألیف علامه طباطبائی(رضوان الله علیه) ص 67 و 68در نرم افزار کیمیای سعادت.
