
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
تفسیر آیۀ ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰات
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
توضیحات:
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
12او که الان این را مشاهده میکند، این [چت کردن] چه حالتی در آن فضا ایجاد کرده است؟! این کدورت است دیگر! اگر این کدورت ایجاد نمیشد، آن وقت عجیب این که این اجانین [رفت و آمد می کردند.] چون بالاخره به خاطر یک سنخیّت و خاصّیتی به اجنه در اینجا تشبیه شده است. این که تمثّل به جنّ یعنی کدورت و اینها الان برایش ظهور پیدا کرده، به خاطر تبدّل فضا است. فضا متبدّل شده است و او هم اینطور شده است.1 بعد میآید چهکار میکند؟ [فرزندش را] صدا میکند میگوید: بیا مثلاً برایت آبمیوه گرفتم و از آن حال و هوا بیرون میکند و قضیّه را عوض میکند. وقتی اینطور میکند میبیند بعد از چند دقیقه شوهرش به او تلفن زد و گفت: جنها دیگر قطع شدند! آن یارو دوباره به او تلگراف شده بود که دیگر مسئله تمام شد. خب اینها چشمبندی که نیست.
یکی از دوستان بود، چند سال پیش یک روز پیش من آمد. الان [از دوستان] نیست. با رفقا هم آن موقع ارتباطی نداشت، اتفاقاً ایرانی نبود. یک روز صبح آمد ـ°هر دو سه ماهی یک مرتبه منزل می آمد°ـ وقتی در صحبتهایی که می کرد گفت که «فلانی! چنین شخصی شما از آشنایان دارید؟» گفتم: «بله، چنین فردی هست.» اسم یک نفر را آورد. که اصلاً نمیشناخت و از من سؤال کرد که یک چنین شخصی شما دارید؟ ـ اصلا نه دیده نمیشناخت ـ گفتم: بله، چطور مگر؟ گفت: «من چند روز پیش بود در حالِ ذکر بودم، نشسته بودم در حال توجه، یک مرتبه دیدم این شخص دارد به طرف مکّه حرکت میکند. بعد یک دفعه راهش را کج کرد رفت در برهوت یمن2!3. و من خیلی متأثّر شدم، این چرا که داشته به سمت مکّه میرفته، این یک دفعه به آنجا میرود و چیز میشود.» گفت: «نفهمیدم» گفتم: «انشاءالله خیر است، دعا کنید خدا دست هممان را بگیرد، پایمان نلغزد، چیزی نشود.»
- . رجوع شود به معاد شناسی، ج 3 ص 135 تا ص 137
- برهوت یمن مثل وادی السلام و اینها که مربوط به مومنین است، آن هم مربوط به کفار و اهل خلاف و اهل نفاق و اهل ظلمت است. (مؤلف)
- . رجوع شود به معاد شناسی، ج 3 ص 232 تا ص 238
