
بررسی مسئله نوروز
و لزوم فرهنگسازی اسلامی
در این سخنرانی حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره، در ضمن درس اسفار، به بررسی مسألۀ نوروز در روایات پرداختهاند. ایشان در ابتدا با بیان جعلی بودن روایت «مُعلّی بن خُنیس» که در مصباح نقل شده است، به نکاتی تاریخی، در جهت اثبات تناقضات در این دسته روایات اشاره میفرمایند. حضرت استاد حسینی طهرانی با ذکر روایتی از امام کاظم علیه السلام، اعتبار دینی نوروز را غیر قابل قبول دانسته و به نکتهای مهم پیرامون کیفیت استفاده از روایات اهل بیت اشاره مینمایند. ایشان در ادامه، فرهنگ سازی اسلامی را وظیفه حکومت و حاکمان میدانند و بیتوجهی در این زمینه را باعث سقوط فرهنگ دینی به شمار میآورند. در پایان حضرت استاد با اشاره به جایگاه مهم امام در فرهنگ اسلامی، جواز استعمال لفظ امام در غیر معصومین علیهم السلام را مورد بررسی قرا میدهند.
بررسی مسئله نوروز
توضیحات:
در این سخنرانی حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره، در ضمن درس اسفار، به بررسی مسألۀ نوروز در روایات پرداختهاند. ایشان در ابتدا با بیان جعلی بودن روایت «مُعلّی بن خُنیس» که در مصباح نقل شده است، به نکاتی تاریخی، در جهت اثبات تناقضات در این دسته روایات اشاره میفرمایند. حضرت استاد حسینی طهرانی با ذکر روایتی از امام کاظم علیه السلام، اعتبار دینی نوروز را غیر قابل قبول دانسته و به نکتهای مهم پیرامون کیفیت استفاده از روایات اهل بیت اشاره مینمایند. ایشان در ادامه، فرهنگ سازی اسلامی را وظیفه حکومت و حاکمان میدانند و بیتوجهی در این زمینه را باعث سقوط فرهنگ دینی به شمار میآورند. در پایان حضرت استاد با اشاره به جایگاه مهم امام در فرهنگ اسلامی، جواز استعمال لفظ امام در غیر معصومین علیهم السلام را مورد بررسی قرا میدهند.
بررسی مسئله نوروز
13یک بنده خدایی در مشهد بود، سرطان گرفته بود، شخص معروفی هم بود، اطباء به او گفتند تا شش ماه دیگر بیشتر زنده نیستی! این آقا سر دو ماهگی دق کرد و مرد! زودتر از وقتی که آنها گفتند. ای بابا! تو که خودت بالای منبرت به مردم میگفتی مرگ چیزی نیست. ازاین حرفها که مرگ یک لباس است، لباس را میکنی و کنار میگذاری و یک لباس دیگر بر تن می کنی. پس چرا حالا خودت را با این لباست خفه کردی؟! بیچاره دوماهه مرد!
[از آن طرف] آن پدر ما میگوید چرا زودتر نمیرویم، آن یکی یکدفعه میافتد و میمیرد. حالا صبر کن! هنوز چهار ماه دیگر وقت داری! درب خانه را بست، اصلاً کسی سراغش نیاید، هرکسی هم میرفت اصلاً پشیمان میشد، [میگفت] اصلاً جواب سلام هم نمیداد، سرش را پایین انداخته [بود.] بیچاره دارد میمیرد.
آنها قضیّه را فهمیدند، آنها مسئله را فهمیدند که چه خبر است و به آن معتقد شدند.
اللَهمّ صلّ علی محمد و آلمحمد
