
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
و مضرّات استفادۀ همیشگی از راههای غیر عادی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
توضیحات:
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
17ایشان میگفتند که «کاغذی آورد و یک [اتصالی] پیدا کرد و اوراد و اذکاری گفت و اینها، و یک مداد دستاش گرفت، این مداد را در دست چپ گرفت بین انگشت سبابه و [شصت و این مداد حرکت میکرد.] این حرکت در اختیار او نبود! این [مداد] خودش حرکت میکرد! مداد به این کیفیّت میرفت و این نوشته میشد. سؤال اولی که از او کردیم این بود که وصیت نامه کجاست؟ در همان جواب، دیگر همه فهمیدیم قضیّه چیست! گفتند: «صلاح نیست که وصیت نامه پیدا شود!» هیچ، تمام شد! تمام این آمدن و رفتن [بیفایده بود. جواب دادند:] «صلاح بر پیدا شدن وصیت نامه نیست و شما مطلب را پیگیری نکنید و بگذارید جریان به همین کیفیّت بماند.»
بعد از این قضیّه بود که دیگر ایشان آمدند نجف و هجرت کردند و دیدند پیگیری کردن و زیاد اصرار کردن ـ خب ایشان وصی هم بود ـ به صلاح نیست و باید رد بشوید. دوتا نصیحت هم کردند یکی این عبارت بود که: «آنچه میتوانید کار کنید که در اینجا پشیمان خواهید شد!» این یک مسئله و مسئله دیگری را که ایشان مطرح کردند و آن مسئله بسیار مسئلۀ مهمی است این است که: «ما را بهواسطۀ اِزدیاد نسل بخشیدند.» یعنی خود ایشان خلاصه [گرفتار] بود و میگفت باید نسل سادات زیاد بشود و این حرفها. حالا نه مقصود فقط صرف سادات [باشد] منظورشان این بود؛ بهواسطۀ همین نسل و اینها ما را بخشیدند.
مثل اینکه ما کارمان خیلی خراب است! ما که کار و عبادتِ چیزی نداریم! از الان بلند شویم برویم، اقلا اینطوری، مقدمات بهشت را [فراهم کنیم]. به واسطۀ زیادی نسل ما را بخشیدند و از ما گذشتند و بر ما سهل گرفتند. این سه مطلبی بود [در آن احضار روح ایشان فرموده بودند]. البته بازهم یک مطلب دیگری بود که حال مربوط به [مسائل دیگر است.]
