
شرح و تفسير روايت( اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه يراک)
قم : شرح و تفسیر روایت" اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه یراک" - دیدار رفقای اهواز در
شرح و تفسير روايت( اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه يراک)
توضیحات:
قم : شرح و تفسیر روایت" اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه یراک" - دیدار رفقای اهواز در
شرح و تفسير روايت( اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه يراک)
11هر حرفی را میزدیم؟ من الان دارم این حرف را میزنم باید به فكر این باشم كه فردا مچم را نگیرند كه آقا چرا فلان حرف را زدی؟ در حرفهایت یك همچنین حرفی زدی، بگویم نه! میروند صاف دوربین را میآورند، آنلاین هم باشد كه دیگر خیلی عالیتر، خیلی بهتر، بفرمایید آقا شما این حرف را زدی این هم دلیلش، حالا باید بگویی آقا اشتباه كردم! آقا غلط كردم! اشتباه كردم و ...، بالاخره حساب میرسند، این حرف من چه تبعاتی ممكن است داشته باشد، چه مسائلی داشته باشد با توجه به تبعات سخنم و كردارم كلمات را چینش میكنم، گزینش میكنم، تعبیرهایی را كه میخواهم بیاورم آن تعبیرها را در كنار هم قرار میدهم كه یك وقتی به جایی برنخورد یا مثلا فرض بكنید كه ابروی كسی اخم نشود، خلاصه موقعیتی، مسئلهای، هزار مطلب ظاهری و دنیوی و مصالح دنیوی را مد نظر قرار میدهم تا یك مطلبی را میگویم، ما همینطور هستیم دیگر، معمولا همینطور هستیم، یك دهم ملاحظاتی كه میكنیم اگر آنطرف میكردیم، برای خدا میكردیم، آن وقت هر چیزی را میگفتیم؟ هر حرفی را میزدیم؟ هر كاری را میكردیم؟ هر تصرفی را انجام میدادیم؟
یك دفعه یك شخصی یك كاری كرده بود، البته مدتی از این قضایا گذشته بود، بعد از مدتی من به او گفتم فلانی یك سوال از تو میكنم اگر این كاری كه تو الان نسبت به فلان شخص انجام دادی اگر زمان مرحوم آقا بود هم این كار را میكردی؟ گفت نه! در زمان مرحوم آقا این شخص یك همچین كاری نمیكرد گفتم حالا اگر كرد، یك حرفی است دیگر، یك حرفی است انسان میزند یك اشتباهی میكند، بابا زمان پیغمبرش هم این كار را میكردند چه برسد به [زمان مرحوم آقا]، زمان پیغمبر جلوی پیغمبر، جلوی چشم پیغمبر بلند میشدند اظهار نظر میكردند، اظهار رای میكردند سب میكردند، به همدیگر فحش میدادند، یارو میگفت بابا پیغمبر نشسته و این حرفها را دارید میزنید؟ خجالت دارد زمان پیغمبر! اینقدر این پیغمبر با اینها راه میآمد و همراهی میكرد كه دیگر گستاخ شده بودند، گستاخ شده بودند این افراد و اصحاب و اینها، من گفتم كه اگر زمان مرحوم آقا بود ...، هیچی نگفت. گفتم هان! من میخواستم این را به تو بگویم این قضیه را، اعْبُدِ اللَه كأَنّكَ تَرَاهُ، حواست باشد آدم هر حرفی را كه میزند، هر كاری كه میخواهد بكند اگر موقعیت خودش را عوض كند، اگر در غیر از این موقعیت بود باز این را میگفت؟ باز این عمل را انجام میداد؟ چرا ما باید از آن واقع غفلت كنیم؟ ظواهر به جای واقع بیاید و جای واقع را بگیرد، جای واقع را میگیرد یعنی این ظاهر، این موقعیت و این وضعیت میآید به جای یك وضعیت دیگر مینشاند و بعد انسان نسبت به این قضیه ترتیب اثر میدهد و عكس العمل نشان میدهد در حالتی كه اگر آن وضعیت بود این كار را نمیكرد، صورت مسئله یكی است فقط زمانش تغییر كرده، موضوع یكی است یعنی در واقع فقط آن موقعیت تغییر كرده، مكان تغییر كرده، اگر
