
شرح و تفسير روايت( اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه يراک)
قم : شرح و تفسیر روایت" اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه یراک" - دیدار رفقای اهواز در
شرح و تفسير روايت( اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه يراک)
توضیحات:
قم : شرح و تفسیر روایت" اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه یراک" - دیدار رفقای اهواز در
شرح و تفسير روايت( اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه يراک)
13این پلاستیك و مشما و مس و شیشه و كائوچو باشد جلوی من، من یك جور حرف میزنم، اگر اینها نباشد نگاه میكنم آقا كسی موبایلش روشن نیست؟ كسی ضبط نمیكند؟ میخواهم یك چیزی بگویم، خب واقعیت كه یكی است فقط مس و كائوچو آمده صحبت من را عوض كرده، اگر حرف حرف صحیحی است در هر دویش صحیح است، اگر حرف باطل است در هر دو موقعیت باطل است، چه دوربین و اینها باشد جلوی من، چه نباشد در هر دو حرف باطل است، حرف غلط است توجه میفرمایید؟
مرحوم آقا به آن مخدرات فرمودند باید انسان به نحوی باشد كه اگر خدا بیاید در كنار انسان بنشیند حرف آدم عوض نشود، همانی كه الان میگوید آن موقع هم در كنار خدا هم بگوید، حالا خدا نمیگوییم، میگوییم پیغمبر، پیغمبر نه امام زمان، فرض كنید اگر امام زمان علیه السلام الان تشریف بیاورند و در این مجلس بنشینند و بگویند جناب آقای حاج محسن شما به صحبتتان ادامه بدهید به خاطر من صحبتتان را تمام نكنید من چطوری حرف میزنم؟ خب خیلی دست و پای خودم را جمع میكنم خب امام نشسته دیگر، امام واقعی نشسته است در اینجا، آن امام حقیقی كه دیگر حرف ندارد، ما به هر كسی بخواهیم بگوییم این را دیگر كاریش نمیشود كرد، حساب امام زمان علیه السلام حساب دیگری است، آن دیگر شوخیبردار نیست قضیه شوخی ندارد، چطور صحبت میكنم؟ چه تعبیرهایی میآورم؟ درست شد؟
اگر به اندازه سر سوزنی آن تعبیری كه در زمان نشستن حضرت در كنار خودم با آنچه را كه در نبود حضرت میگویم [تفاوت داشته باشد] باختهام، خراب كردم، چرا؟ چون حضرت همیشه هست حضرت همیشه هست، حضرت همیشه هست من نمیبینم، واقعاً بینكم و بین اللَه الان شما این تصور را ندارید كه الان [امام زمان علیه السلام اینجا است]، آیا امام زمان این تفكر ما، همین نشستن ما، همین گوش دادن ما را نمیداند؟ خب همه میگوییم میداند دیگر، این قضیه، قضیه بدیهی است دیگر این كه دیگر نیازی به رمل و اسطرلاب ندارد این مطلب بدیهی است، گرچه قضیه از این بالاتر است خیلی از این بالاتر است، خیلی از این بالاتر است، این دیگر حداقل عوامانهاش این است كه امام نسبت به تفكرات ما، نسبت به سخنان ما، نسبت به ما فی الضمیر ما، نسبت به آنچه كه به ما میگذرد اطلاع دارد این حداقل اقلش است كه دیگر پایینتر از این نمیشود، درست شد؟
